تاريخ : یکشنبه بیست و یکم مهر ۱۳۹۲ | 13:18 | نويسنده : نگار
خلاصه:

رمانی مختلط از آرتان و ترسا ، نیما و طرلان ( قرار نبود 2 ) توسکا و آرشاویر ، احسان و طناز ( توسکا 2 ) آراد و ویولت ( جدال پر تمنا 2 ) ... همه شخصیت ها با هم روزای بارونی رو می سازن ... 

روزای بارونی ... روزایی که برای هر کسی که ذره ای احساس داشته باشه همراه با لذته ... گاهی می تونه برای همون افراد سرشار از درد باشه ... درد نبودن کسی که یه روزی بوده ... یا درد تنهایی و نبودن هیچکس! روزایی که هر کسی توی هر ادبیاتی ازش به عنوان غم استفاده می کنه و تنهایی ... همه می گن ابرا کنار می رن و خورشید یه روز در می یاد ... شاید باید به این رمان هم همینطور نگاه کرد ...

روزای بارونی ... بازی سرنوشته ... امتحان پس دادن بنده هاست ... خدا عاشقا رو دوست داره و گاهی تصمیم می گیره ببینه چند مرده حلاجن ... وقتی قراره عاشقا ترفیع بگیرن باید از یه امتحان سخت عبور کنن ... یا اونقدر عاشقن که از این امتحان سر بلند می یان بیرون و می رن مرحله بعد ... یعنی عاشق تر می شن ... و پیش خدا عزیز تر ... یا اینکه ... سقوط می کنن! عشق رو رها می کنن و تنهایی رو انتخاب می کنن ... اون مجازاتیه که خدا براشون در نظر گرفته ... این رمان می خواد به همه عاشقا بگه ، صبور باشین ، طاقت داشته باشین ، به هم فرصت بدین ، با هم باشین! اینجوری از اون امتحان سر بلند بیرون می یاین ... وگرنه سزاتون سقوطه!

نویسنده:هما پوراصفهانی کاربر انجمن نودهشتیا

دانلود در ادامه مطلب...


برچسب‌ها: رمان روزاي باروني, دانلود رمان روزاي باروني, رمان, رمان خانه
ادامه مطلب
تاريخ : جمعه پنجم مهر ۱۳۹۲ | 0:30 | نويسنده : نگار
قسمت آخر..

شما باورتون ميشه؟من كه باورم نميشههه

بدون نظر بريد...ديگه من ميدونم و شما


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه پنجم مهر ۱۳۹۲ | 0:20 | نويسنده : نگار
تاريخ : پنجشنبه چهارم مهر ۱۳۹۲ | 23:58 | نويسنده : نگار
تاريخ : پنجشنبه چهارم مهر ۱۳۹۲ | 23:38 | نويسنده : نگار
اينهم قسمت جديد

امشب پست هاى آخرو ميذارم


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه یکم مهر ۱۳۹۲ | 17:34 | نويسنده : نگار
تاريخ : شنبه سی ام شهریور ۱۳۹۲ | 16:14 | نويسنده : نگار
پست جديددددددد

نظر يادتون نره هااا



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه دهم شهریور ۱۳۹۲ | 13:12 | نويسنده : نگار
این هم مخصوص اونایی که نظر دادن و دلمو شاد کردن...:))


برچسب‌ها: رمان, رمان روزای بارونی
ادامه مطلب
تاريخ : جمعه هشتم شهریور ۱۳۹۲ | 9:44 | نويسنده : نگار
ديگه كسي اين رمانو بدون اجازه ى من ادامه نميده..ممنون


ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه هفتم شهریور ۱۳۹۲ | 12:2 | نويسنده : سارا
ارتانو ترسا


ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه هفتم شهریور ۱۳۹۲ | 12:1 | نويسنده : سارا
ببخشید نگار جون که من گذاشتم

ارشاویرو توسکا


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه دوم شهریور ۱۳۹۲ | 15:42 | نويسنده : نگار
تاريخ : پنجشنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۲ | 0:19 | نويسنده : نگار
پست جديد اضافه شد


ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۲ | 14:18 | نويسنده : نگار
تاريخ : شنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۲ | 17:48 | نويسنده : نگار
تاريخ : چهارشنبه نهم مرداد ۱۳۹۲ | 16:0 | نويسنده : نگار
تاريخ : چهارشنبه دوم مرداد ۱۳۹۲ | 18:41 | نويسنده : نگار
امروز خداييش از همه رمانى پست گذاشتم..تازه كتابى كه واسه خوندن مقدماتى المپياد خريده بودم هم رسيد ولى من اصلا حتى وقت خوندنش رو هم نداشتم اينقدر كه اومدم اينجا پست گذاشتم.يني اگر نظر نداشته باشم واااقعا دلخور ميشم


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۲ | 15:3 | نويسنده : نگار
اين رمان پرطرفدار ترين رمان نودهشتياس اونوقت نظرات چرا اينقدر كمه؟!


ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۲ | 3:28 | نويسنده : نگار
اضافه شد


ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه سیزدهم تیر ۱۳۹۲ | 12:4 | نويسنده : نگار
دوستان عزيز هما خانم هنوز ادامشو نذاشته كه من بخوام اينجا بذارم.

اين هم سخن ايشون:

سلام دوستان

متاسفانه من چند روزیه دچار یه بدشانسی شدم امروز با شنیدن خبر شایعه ی تصادفم خودمو به یه کافی نت رسوندم تا همه شایعه ها رو تکذیب کنم.من کاملا سالم هستم و دلیل اینکه این چند وقت نتونستم بیام سایت همون بدشانسی که آوردم.متاسفانه چمدونمون تو بار با پرواز هم زمان به جای اصفهان رفته تهران و لب تاب منم تو چمدون بوده الان چند روزه که منتظرم چمدون برگرده اصفهان ولی هنوز که خبری نشده به امید اینکه زودتر این مشکلات رفع بشه.



ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه یازدهم تیر ۱۳۹۲ | 2:20 | نويسنده : نگار
امشب ديگه پستى نداريم ولى خوب حال كردينا پنج تا پست گذاشتم :)


ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه یازدهم تیر ۱۳۹۲ | 2:12 | نويسنده : نگار
تاريخ : سه شنبه یازدهم تیر ۱۳۹۲ | 2:4 | نويسنده : نگار
واي خدا چرا داره اينجورى ميشه؟؟من توقع هر چيزي رو داشتم به جز اين !!بيچاره ويولت و آراد


ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه یازدهم تیر ۱۳۹۲ | 1:56 | نويسنده : نگار
تاريخ : سه شنبه یازدهم تیر ۱۳۹۲ | 1:49 | نويسنده : نگار
امشب كلى پست داريم.تقاص رو هم داريم.فك كنين من نصفه شبى به پرنيان اس دادم بيا رمان تقاصو پست بذار:)))حالا نميدونم بيدار بود و اسمو خوند يا نه


ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه نهم تیر ۱۳۹۲ | 1:35 | نويسنده : نگار
تا نويسنده ميذاره،منم ميذارم ولى آيا شما نظر ميدين؟


ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه ششم تیر ۱۳۹۲ | 1:32 | نويسنده : نگار
دوستان خانوم هما پوراصفهاني فعلا تا همين قسمت رمانو گذاشتن.هر موقع ادامشو گذاشت ،منم حتما براتون اينجا ميذارم


ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه ششم تیر ۱۳۹۲ | 1:30 | نويسنده : نگار
تاريخ : پنجشنبه ششم تیر ۱۳۹۲ | 1:0 | نويسنده : نگار
تاريخ : پنجشنبه ششم تیر ۱۳۹۲ | 0:55 | نويسنده : نگار
تاريخ : پنجشنبه ششم تیر ۱۳۹۲ | 0:50 | نويسنده : نگار
تاريخ : چهارشنبه پنجم تیر ۱۳۹۲ | 23:15 | نويسنده : نگار
تاريخ : چهارشنبه پنجم تیر ۱۳۹۲ | 23:9 | نويسنده : نگار
تاريخ : سه شنبه چهارم تیر ۱۳۹۲ | 14:25 | نويسنده : نگار
شما از رفتاراى آرتان چيزي سر در ميارين؟


ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه چهارم تیر ۱۳۹۲ | 13:50 | نويسنده : نگار
تاريخ : دوشنبه سوم تیر ۱۳۹۲ | 15:10 | نويسنده : نگار
تاريخ : دوشنبه سوم تیر ۱۳۹۲ | 15:8 | نويسنده : نگار
تاريخ : شنبه یکم تیر ۱۳۹۲ | 16:52 | نويسنده : نگار
اين پست خيليييى زياده 

پس محبت كنين نظرا هم زياد باشه 


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه یکم تیر ۱۳۹۲ | 16:24 | نويسنده : نگار
تاريخ : شنبه یکم تیر ۱۳۹۲ | 16:18 | نويسنده : نگار
نميدونم چه چيزى تو قلم هما هست كه اينقدر آدمو جذب ميكنه :)
ادامه مطلب
تاريخ : شنبه یکم تیر ۱۳۹۲ | 16:10 | نويسنده : نگار
تاريخ : شنبه یکم تیر ۱۳۹۲ | 1:9 | نويسنده : نگار
تاريخ : شنبه یکم تیر ۱۳۹۲ | 1:4 | نويسنده : نگار

يعنى اين رمان هوارتا طرفدار داره !!

بعد چجوريه كه براى يكي از پست هاش بايد ٢ تا نظر باشه فقط؟؟

دست شما درد نكنه

حالا شايد بگين چون هنوز به نويسنده نرسيدي از جاهاي ديگه ميخونيم ما

پس به نويسنده هم ميرسيم ببينم چيكار ميكنينا


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه یکم تیر ۱۳۹۲ | 0:58 | نويسنده : نگار
تاريخ : جمعه سی و یکم خرداد ۱۳۹۲ | 13:39 | نويسنده : نگار
خب حالا يه خورده تو خمارى بمونين :))


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه سی و یکم خرداد ۱۳۹۲ | 13:35 | نويسنده : نگار
تقصير من نيس اگه پستا كوتاهه عزيزان من!


ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه سی ام خرداد ۱۳۹۲ | 23:1 | نويسنده : نگار
تاريخ : پنجشنبه سی ام خرداد ۱۳۹۲ | 22:58 | نويسنده : نگار
تاريخ : پنجشنبه سی ام خرداد ۱۳۹۲ | 22:57 | نويسنده : نگار
سلام دوستان ميدونم پستام كوتاهه ولى منو به بزرگى خودتون ببخشين


ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه سی ام خرداد ۱۳۹۲ | 22:55 | نويسنده : نگار
تاريخ : پنجشنبه سی ام خرداد ۱۳۹۲ | 0:50 | نويسنده : نگار
تاريخ : پنجشنبه سی ام خرداد ۱۳۹۲ | 0:48 | نويسنده : نگار
تاريخ : پنجشنبه سی ام خرداد ۱۳۹۲ | 0:46 | نويسنده : نگار
تاريخ : پنجشنبه سی ام خرداد ۱۳۹۲ | 0:44 | نويسنده : نگار
خب اینم یه رمان جدید از هما هستش که داره تازه می نویسه!!!!

توضیحات :


رمان از زبون سوم شخصه ... اینبار راوی همه چی رو نقل می کنه ! برای اولین بار داره اینجوری می نویسه ... موضوعش عشقی اجتماعیه ... 


و از زبون هما :


در مورد شخصیت ها قضاوت به عهده خودتون 


خیلی خیلی سعی کردم که کلیشه وارد رمان نشه اما یه جاهایی شده ... خودم می دونم ... مجبور شدم چون اگه کلیشه ایش نیم کردم یه چیزایی باید می نوشتم که رمان رو اولا خیلی کسالت بار و طولانی می کرد دوما خیلی سخت و طاقت فرسا ... 



همه سعیم رو می کنم که تا امتحانای خرداد ماه تموم کنم رمان رو ...


با یاد و نام خدا رمان رو شروع می کنیم و می ریم که داشته باشیم ... روزای بارونی ...




زوج ها به ترتیب :




آرتان و ترسا ( قرار نبود )


 


طناز و احسان ( مربوط به رمان توسکا )


 


آراد و ویولت ( جدال پر تمنا )


 


نیما و طرلان ( قرار نبود )


 


توسکا و آرشاویر ( توسکا )





خلاصه:


رمانی مختلط از آرتان و ترسا ، نیما و طرلان ( قرار نبود 2 ) توسکا و آرشاویر ، احسان و طناز ( توسکا 2 ) آراد و ویولت ( جدال پر تمنا 2 ) ... همه شخصیت ها با هم روزای بارونی رو می سازن ... 

روزای بارونی ... روزایی که برای هر کسی که ذره ای احساس داشته باشه همراه با لذته ... گاهی می تونه برای همون افراد سرشار از درد باشه ... درد نبودن کسی که یه روزی بوده ... یا درد تنهایی و نبودن هیچکس! روزایی که هر کسی توی هر ادبیاتی ازش به عنوان غم استفاده می کنه و تنهایی ... همه می گن ابرا کنار می رن و خورشید یه روز در می یاد ... شاید باید به این رمان هم همینطور نگاه کرد ...

روزای بارونی ... بازی سرنوشته ... امتحان پس دادن بنده هاست ... خدا عاشقا رو دوست داره و گاهی تصمیم می گیره ببینه چند مرده حلاجن ... وقتی قراره عاشقا ترفیع بگیرن باید از یه امتحان سخت عبور کنن ... یا اونقدر عاشقن که از این امتحان سر بلند می یان بیرون و می رن مرحله بعد ... یعنی عاشق تر می شن ... و پیش خدا عزیز تر ... یا اینکه ... سقوط می کنن! عشق رو رها می کنن و تنهایی رو انتخاب می کنن ... اون مجازاتیه که خدا براشون در نظر گرفته ... این رمان می خواد به همه عاشقا بگه ، صبور باشین ، طاقت داشته باشین ، به هم فرصت بدین ، با هم باشین! اینجوری از اون امتحان سر بلند بیرون می یاین ... وگرنه سزاتون سقوطه!


الا یا ایها الساقی ادرکاسا و ناولها 

که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها ...